به مناسبت 28 صفر
فولاد کردستان
بیستوهشتم صفر، روزی نیست که بشود از کنارش به سادگی گذشت؛ روزی است که آسمان، داغدارِ دو نورِ بیبدیل شد و زمین در سوگِ دو گوهرِ خلقت، سیاهپوشِ ابدی گشت. این روز، نه فقط ورقخوردهای از تقویم که زخمی کهنه بر تنِ تاریخ است؛ زخمی که با هر نفس، تازهتر میشود؛ چرا که در چنین روزی، مهربانترین پدرِ امت، محمدِ مصطفی (ص)، چشمانِ نگرانِ علی را به وداعی ابدی نشاند و در میانِ حسرتِ دیدارِ فاطمه، جان به جانآفرین تسلیم کرد تا نبوت، خط پایانِ زیباترین قصههای آفرینش را رقم بزند.
ای رسولِ رحمت! ای که دستانت، ابرِ بارانزای بخشش بود و کلامت، شفای دلهای بیمارِ جهل! امروز، مدینه بدونِ تو، چه غریبانهترین شهرِ روی زمین است و کوچههایش، چه بیصدا برای نبودنِ قامتِ رفیعت میگرید. آه از آن روزی که دیگر، «یا رسولالله» گفتن، پاسخی جز سکوتِ سنگینِ افلاک نداشت؛ سکوتی که تا ابد، بر گوشِ دلِ مشتاقانت نشسته است. و درست در همین لحظاتِ جانکاه است که یادِ کریمِ اهل بیت، حسنِ مجتبی (ع) چون زخمی تازه بر این آتشِ دامنگیر میپیوندد؛ سبزپوشی که با رفتنِ جدِّ بزرگوارش، کودکیاش را خاک کرد و سالها بعد، در همین روزِ غمانگیز، خود نیز مسموم از جفای کوفه، جامِ شهادت را نوشید.
ای کریمِ آلِ طاها! ای که بخشندگیات، افسانهای شد برای روزگاران و در راهِ خدا، هفت بار تمامیِ داراییات را به بندگان بخشیدی تا بندهای را از بندِ جهل برهانی، اما دریغ که کینهورزانِ روزگار، نه تنها قدرِ این کرامت را ندانستند، که زهرِ ناسپاسی را در کامِ پاکت ریختند و خانهات را، چون غریبترینِ غریبان، شاهدِ اشکهای بیریا و نالههای بیپناهت ساختند. امروز، ماتمِ این دو خورشیدِ تابناک در یک افقِ حزنآلود، دلها را به دریایی از تأسف و اندوه میکشاند؛ از یک سو، وداع با بنیادگذارِ توحید که تمامِ هستی، مدیونِ یکشبههای شبزندهداریِ اوست و از سوی دیگر، بدرود گفتن با مظلومِ صبرپیشهای که لبخندش، حتی در اوجِ مسمومیت، تسلیبخشِ دلهای شکسته بود.
این تقارنِ حزین، بیش از هر چیز، ما را به این حقیقت رهنمون میسازد که راهِ این دو نورِ الهی، راهِ استقامت در برابرِ ظلم و مدارا با نادانان و بخششِ بیمنت است؛ راهی که گرچه با اشک و آه عجین شده، اما پرچمی است که هرگز بر زمین نخواهد افتاد. پس بیایید در این روزِ سوزناک، نه فقط با چشمانی گریان، که با دلی پیمانبسته با سیرهی پاکِ آنان، از درگاهِ ایزدِ منان، صبری جمیل طلب کنیم و بر مزارِ غیبشان، شهادت دهیم که ما، تا آخرین نفس، بر عهدِ محبت و پیروی از این دو بحرِ بیکرانِ ولایت، استوار و راسخ خواهیم ماند؛ باشد که رحمتِ بیپایانِ حق، بر ارواحِ طیبهشان سایهگستر شود و در این روزهایِ سوگواری، دلِ ما را نیز، به یادِ ابدیشان، آرامش و تسلی بخشد.